برگزیده ی آثار جواد نعیمی


نسیم، دست مهربان و نوازش‏‌گرش را بر پیكر خانه‏ هاى شهر مى ‏كشد و شادمانه از كوچه ‏ها مى ‏گذرد. فضا، آكنده از عطرى دل‏ پذیر است. روح شادى در مدینه چرخ مى ‏زند! تو گویى در و دیوار، لب خنده‏ هایى شگفت‏ انگیز همراه با ابهامى گذرا بر لب و چهره دارند.

 قنداقه ی نوزاد عزیز را در آغوش مى ‏فشارم. شادمانه و شتابان به سوى خانه ‏ى پیامبرخداصلى الله علیه وآله و سلم گام برمى ‏دارم. هر چندقدمى كه به پیش مى ‏روم، نگاهى به چهره‏ ى زیبا و معصوم نوزاد مى ‏اندازم و سینه ‏ام از سرور و خرسندى سرشار مى‏ شود. آن‏ گاه با گام‏ هایى بلندتر و دلى مشتاق ‏تر،به راهم ادامه  مى ‏دهم. سال چهارم هجرى است و سومین طلوعِ آفتابِ ماهِ شعبان. اینك رایحه‏ ى شكفتن نوگلى در بوستان خاندان امامت، شور و شادمانى ویژه ‏اى را مهمان دل‏ هاكرده است. نوزاد، بر دامان دخت پیامبرصلى الله علیه وآله و سلم نگاهى به چهره‏ ى مادر افكنده و با گُلْ‏ خنده‏اى زیبا، یك دنیا امید و شور و شادى به دل و دیده‏ ى مادر خویش هدیه داده است.

 هم اینك، من-( اسماءبنت عمیس ) نوزاد را در آغوش دارم و آمده ‏ام تا با مژده ‏اى بزرگ، او را به دست‏ هاى مبارك رسول خدا صلى الله علیه وآله و سلم بسپارم...

 اكنون آن بزرگوار، نواده‏ ى خویش را از سرِ مهر، در آغوش مى ‏كشد، سپس بوسه‏ اى بر گونه‏ ى كودك نثار مى ‏كند و آهنگ دل‏نشین اذان و اقامه را در گوش هاى نوزاد، زمزمه مى ‏كند.

 خطوطى از خرسندى و شور و حالى ویژه، بر چهره‏ ى پیامبر،که از زبان پاکان بر او درود، نقش مى ‏بندد و نیز اندوهى توان ‏فرسا و سنگین، ژرفاى جان محمدصلى الله علیه وآله و سلم را فرا مى ‏گیرد. او با یادآورى خزان در باغى پرثمر و با اشاره به آینده‏ ى فرا روى نوزاد، بى طاقت مى ‏شود و در حالى كه مرواریدهاى غلتانِ اشك، از چهره ‏ى مباركش فرو مى ‏بارد؛ خطاب به نوه‏ اش مى ‏فرماید:

 « اى فرزند! لعنت خداوند بر كسانى كه تو را خواهند كشت!»

 هم چنان به چهره‏ ى پاك پیامبر خدا و خطوط شاد و غمین آن مى‏ نگرم و مى  ‏شنوم كه آن بزرگوار، نوزاد را «حسین» مى ‏نامد...

 در هفتمین روز از تولّد او هم رسول‏ خداصلى الله علیه وآله و سلم، دستور مى ‏دهد گوسفندى را به عنوان عقیقه برایش ذبح كنند. سپس مى ‏فرماید رانى از آن را به ماما بدهند و بقیّه‏ ى گوشت‏ ها را، میان تهى ‏دستان شهر قسمت كنند. هم چنین فرمان می دهد  تا سرِ كودك را بتراشند و هم وزنِ موهایش؛ به نیازمندان، نقره ببخشند...

                                                     برشی از کتاب مرجان سرخ، نوشته‌ی جواد نعیمی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پیام آور همه ی نیکی‌ها، حضرت محمد مصطفی صلوات‌الله و سلامه علیه، برانگیخته شد تا همه ی زنجیرها و سنگینی های زاید را از دوش و گرده ی بشر بر دارد و او را از اسارت بت‌ها و هر چه غیر خدایی است؛ برهاند و به نور آباد هدایت و تقوا بخواند. او آمده است تا شمیم اخلاق و کردار نیکو را در جهان بگستراند و در سایه ی شکوفایی اندیشه و تعقل و مهار احساس های تابجا و هواها و هوس های آفت زا انسان را به فرهیختگی و کمال برساند، تا آدمی چونان نهالی آماده‌ی رشد در پهنه‌ی گیتی به نیکی پرورش یابد. پس آن گاه به درختی تناور و سایه‌گستر و ثمربخش تبدیل شود. درختی‌که همه ی اجزای آن، از ریشه تا تنه و برگ و بار و سایه سارش قابل بهره وری و بهره‌رسانی باشد. هم چنان که پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله وسلم، خود؛ به تمامی خیر بود و برکت بود. فضیلت بود و رحمت بود. کرامت بود و والایی. حقیقت بود و زیبایی. شجاعت بود و دانایی.

درود بر او باد كه تا بود، گنجینه‌ی همه‌ی نیکی ها بود و تا جهان هست، هم چنان نام و یاد و راه برجسته اش بر سرِزبان‌ها و در سویدای دل‌ها و جان‌ها جاری است و هر روز و همه روز، پرفروغ‌تر و جاودانه‌تر می شود و درودی دیگر بر هر تنابنده ای که بندِ بندگی خدای یگانه را بر گردن آویخته و جانش با مهر مصطفای خداونددر آمیخته و در روشنای شرف دین مبین، همه‌ی بدی‌ها را از دل و اندیشه و عمل خویش به دور ریخته است! و سلام آخر، بر آخرین پیام آور حق و راستی و بر همه ی پیروان راستینِ آن عزیزِ بزرگوار باد.

   بار پروردگارا! ما را توان و توفیق ده که یاور و ره‌روی خوبِ راه آن محبوب باشیم و بر این پیمان، پایدار بمانیم. یا ارحم الراحمین!

     فرخنده ایام بعثت رسول مهر و خوبی و زیبایی و حق و جاودانگی، بر همه‌ی انسان ها مبارک باد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 15 اسفند 1398 :: نویسنده : جواد نعیمی

- بیا، پسرم! بیا؛ این ساک رو بگیر، ببر برای مادربزرگ.

همان‌طور که گفتم چشم! نیم نگاهی هم به دست مامان انداختم و توی دلم گفتم: وای! این ساک به این بزرگی را، چه‌جوری تا آخر آن کوچه‌ی دور و دراز، با خودم بکشم و به مادربزرگ برسانمش...

بالاخره با هر مصیبتی که بود تا ته کوچه رفتم. در که زدم، صدای عصا زدن‌های مادربزرگ به گوشم رسید. در که باز شد، هن‌و‌هن‌کنان خودم را انداختم توی خانه و ساک را با زحمت به داخل اتاق بردم و خسته و کوفته ولو شدم کف اتاق!

مادر بزرگ خودش را به اتاق رساند و حال و روز مرا که دید، گفت:

- قربونت برم، نوه‌ی گلم! حتما خیلی خسته شده‌ای. دستت دردنکنه. الان یکشربت خنک برات درست می‌کنم که بخوری و کیف کنی!

سری تکان دادم و گفتم :

- آخ، اگه «لکسوسی»، چیزی می‌داشتم، برای این‌جور وقتا؛ چه خوب بود!

مادربزرگ، در حالی‌که مشغول درست کردن شربت بود، گفت: داشتیم؛ ننه! خدا پیرش کنه داداش کوچیکه‌ات چند سال پیش با توپ زد شکستش!

با تعجب پرسیدم:- چی رو؟!  

مادر بزرگ پاسخ داد: «گردسوز» رو دیگه. اون‌جا بود. روی رف. کنار لامپا. خوش انصاف، توپ رو که زد، هردوتا رو، تیکه‌تیکه کرد!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

در زمانه و زمانی زندگی می کنیم که هر پگاه، هنگامی که دیده از خواب می گشاییم، با پدیده ای نوتر و پیشرفته تر، در عرصه های گوناگون از جمله در گستره ی وسایل ارتباطی، فضاهای سایبری و شبکه های عظیم اجتماعی روبه رو می شویم .

  بدیهی است که هیچ دارنده ی خردی نمی تواند با دانش و فناوری مخالفت بورزد، امّا از آن سو، هر خردمندی نیز باید با تأمل به پدیده ها بنگرد! در زمینه ی آن چه از آن یاد شد، به نظر می رسد، نکته های مهم و قابل تأملّی وجود دارد. البته این نوشتار در پی نقد و بررسی و جست و جوی موشکافانه و تحلیل قضایا نیست، بلکه تنها طرح چند پرسش را عهده دار است تا راه گشایی برای خردورزان و برخورداران از بینش و بصیرت و علاقه مندان به تأمل و دقت و مشوق همگان به کنکاش و پی گیری در این زمینه ها به شمار می آید .

   یکی از مسایل مهم و یکی از نکته های اساسی این است که بنگریم و دریابیم که اصولاً این گستره ها، شبکه ها و پیوندها را چه کسانی در دنیا طراحی و اجرا می کنند ؟!

   پرسش دیگر این است که آنان چه گونه و با بهره وری از چه شیوه ها و عواملی به ترویج وگسترش و مقبولیت کار خویش می پردازند ؟!

   هم چنین باید دیدکه چه کسانی در جهان، پیوسته بر شتاب رازناک گسترش این پدیده ها می افزایند و در پس این تلاش وسیع و خستگی ناپذیر و پیوسته، در پی چه اهداف و نتایجی هستند ؟!

   پرسش هایی هم چون موارد زیر نیز می توانند قابل طرح و تأمل ارزیابی شوند :

   - به طور کلی اهداف کوتاه مدت و دراز مدت تولیدکنندگان و ترویج کنندگان شبکه های پیچیده و درهم تنیده ی اطلاعاتی - اجتماعی و تلاش گران جهانی سازی آن ها چیست ؟

   - آیا نیّت خیر و قصد گسترش و ارتقای دانش و اخلاق در پدیداری این شبکه ها وجود دارد، یا اهداف سیاسی اجتماعی ویژه ای را دنبال می کنند ؟

   - پی آیندهای بهره گیری خواسته یا ناخواسته ی مردم، از چنین پدیده هایی چیست ؟

   - راز موفقیت واحیاناً رمز عدم موفقیت طراحان این پدیده ها را در چه چیزی باید جست و جو کرد ؟

   - این گونه فضاها و شبکه ها چه تعامل و برخوردی با مرزها عقیدتی، اخلاقی و هویت ملّت ها دارند ؟

   - عوامل پشت پرده و دست هایی که در کار تغییر و دگرگونی نظام اندیشه و سبک زندگی مردم از طریق این شبکه هایند،کیانند؟

   - گریزگاه هایی را که برای مصون ماندن از آثار سوء و تخریب گر این گونه شبکه ها و گستره ها لازم است، در کجا باید جست و جو کرد ؟

   - به طور کلی مٌدسازها و مدل سازها چه کسانی هستند و الگوسازان و الگوپذیران کیانند؟

   - چه کسانی تلاش می ورزندکه اسوه های حسنه را از ملت ها بگیرند و الگوها واسوه های دیگری را جایگزین آنان کنند ؟

   - چه گونه می توان با مثبت ستیزان در اٌفتاد و منفی گرایان را به کناری راند ؟

   - و درنهایت، شبکه های جهانی ارتباطات، ماهواره ها و فضای سایبری را در جهان چه کسانی و با چه ابزارهایی اداره می کنند و به کدامین سوی، می برند ؟

   - بدیهی است که پاسخ های سطحی و کوتاهی می توان برای این پرسش ها به ذهن آورد، اما پاسخ های ژرف تر و دقیق تر، نیازمند کنکاش همه جانبه، همه سو نگر و فرجام اندیش است و محتاج پژوهش و پویش و پایشی پیوسته.

   - امّا به نظر می رسد دشواری این رویه، نباید ره نوردان وادی اندیشه و افراد تفکر پیشه و فرهیخته را از تفحص و پی گیری این مسایل باز دارد !

   هم از این روی؛ ضمن تأکید بر ضرورت تأمل در خاستگاه، اهداف و روند گسترش شبکه های اجتماعی و ارتباطی، خاطر نشان می سازیم که بهره وری هوشمندانه و سنجیده وعاقبت نگرانه از فضاها و ارتباط های مجازی نیز از ضروریات این زمانه و مستلزم وقوف کامل بر نیرنگ ها وترفندهای دشمنان و بازیابی فرهنگ و هویت خودی وپاسداری از ارزش های معنوی است.

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

به تازگی چهار عنوان از کتاب‌هایم به  وسیله ی سازمان چاپ و نشر ایران به صورت الکترونیکی انتشار یافته است. برای خرید این آثار و نیز برای آشنایی با کتاب‌ها و نوشته‌هایم به وب سایت رسمی و اختصاصی من به نشانی زیر مراجعه کنید:
https//chaponashr.ir/naeemi                                           




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 17 بهمن 1398 :: نویسنده : جواد نعیمی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


انگشتان، از در برگرفتن قلم؛ ناتوان! واژ‌ها گریزان! جمله‌ها سرگردان! اندیشه در شوک! مغز،منجمد! ذهن، ناتوان...

این حال و روز این روزهای صاحبِ این قلم است، در فراق و دل‌تنگی اسوه‌ی سرداران ستم ستیز شیعی. در هنگامه‌ی پرواز و عروج ناگهانی سردار عزیز؛ سلیمانی و دیگر هم‌راهان آسمانی آن یگانه مرد. مجاهد بی بدیلی که دل؛ جز به راه خدا نداشت و تنها به حق و عدالت می‌اندیشید. خورشیدزاده‌ای که بر انبوه یخ‌های ستم و ناروایی می‌تابید و همه را آب می‌کرد و از میانه بر می‌داشت. او که همه‌ی پلشتی‌ها را می‌زدود و خواب از چشم‌های دشمنان انسانیت می‌ربود. صاحبِ دست‌های پرتوانی که ننگ داعش و رنگ سیاه طغیان و تباهی را از جبهه‌ی جهان سترد. سینه ی ستبری که سد راه ستم‌گری‌ها شد. اندیش‌مند فرزانه‌ای که جان و دل در گرو مهرِ ولایت داشت. عاشق ایمان و آرمان و ذرات وجودش سرشار از تلألؤ و درخشش زرِ نابِ خلوص بود. بزرگ‌مردی که کمال را کامل کرده، عشق را شرمنده ساخته و به شور و شعور؛ معنا و عزت و اعتبار بخشیده بود. او که سلیمان عرصه‌های نبرد با دیوان و پلیدان بود و صفا و سادگی و صداقت، هماره فرش راهش بود. جانِ شیفته‌ای که در قالب تنگِ تن، نمی‌گنجید! دل و دیدگان بصیر و بینایی داشت که جز مهر و وفا را نمی‌دید. مردی که با گوشِ جان، همه‌ی صداهای رحمانی را می‌شنید و بر همه‌ی نواهای شیطانی؛ می‌شورید. سردار بزرگی که صلابت، از دیدنش به وجد می‌آمد. خستگی و تیرگی، از هیبتش می‌هراسید! قهر و مهرش همه برای حضرت پروردگار و سجده و رکوع و کرنش و خضوعش تنها در پیشگاه پروردگارش بود.یار آزادگان بود و دل‌سپرده به راه و مهر شهیدان. گوهر ناب ایستادگی در برابر نامردمی‌ها و تجاوزگری‌ها. نسیم مهربان همدلی و مهربانی. گلِ شکوفا و خوش‌بوی انسانیت و پایداری. لطیف‌ترین روح ستیزنده! فرهیخته‌ای هوش‌مند و یگانه. تندیس عزت و افتخار، یاور رهبرِ والای‌مان، علیِ زمان! مالک اشترِ این دوران! و دیگر، چه می توان گفت در باره‌ی مردی از ابدال؟!

حالیا گرچه که ما سوخته‌ایم از داغِ از دست دادن ظاهری او، اما عاشقی هم اکنون، به وصال محبوب و معشوق خویش دست یافته است. عاشقی دل‌سوخته، سینه‌چاک و پاک‌باخته، رخت ماده را از تن انداخته و به لذت جاودانه‌ی دیدار و وصل جانان رسیده است. پس چه باک که او به زندگانی جاوید رسیده و دیده به دیدار محبوبش روشن کرده است!

غمِ نبودِ سردار مهر و مقاومت، غمی سنگین است. اما اندیشیدن و رفتن به راه روشن او را نباید هرگز از یاد ببریم. که این میراثِ آن والا مردِ راه ِ رهایی است.

نکته ای دیگر که توجه بدان، ضروری می‌نماید، این که بدون هیچ تردیدی، روشنا و غلیان خون مطهر و به نا‌حق ریخته‌ی سردار و  یاران شهیدش، هم تضمینی برای زنده و پایدار ماندن درخت تنومند حق به شمار می‌رود، هم جانیان بین المللی به ویژه امریکای پوشالی و رژیم پلید صهیونیستی را رسواتر و زمان سقوط و افول آنان را بسیار کوتاه‌تر و نزدیک‌تر خواهد ساخت، هم مزدوران داخلی و خارجی استکبار را شرمنده خواهد ساخت و بساط عمله‌های نفوذ و ترسویان در برابر کدخدا و وطن فروشان بد ادا را، بر خواهد چید، هم به نهادینه شدن بی اعتمادی کامل جهانیان، به امریکاییان و اثبات چندین باره‌ی تروریست بودن دولت نابخرد امریکا، کمک فراوانی خواهد کرد. پیام دیگرِ خونِ مطهرِ سردار عشق و ایمان و بصیرت، ضرورت پشت پا زدن کامل به توافق‌های ذلت بار و مقابله با رفتارهای بزدلانه‌ ی برخی در برابر استکبار را تبیین می‌کند و دیگر آن‌که طناب وحدت و انسجام ملی ما را مستحکم‌تر و قوی‌تر و روزآمد‌تر خواهد ساخت.

حرف آخر آن که هیچ انسان آزاده‌ای در پهنه‌ی جهان ، از محکوم کردن این اقدام ددمنشانه‌ی‌ آمریکا، شانه خالی نخواهد کرد و همگان خواهان گرفتن انتقامی سخت و شکننده از عاملان این جنایت هولناک‌اند. انتقامی که تا همیشه خواب را از چشم دشمنان برباید!

در پایان، نباید هیچ تردیدی به خود راه دهیم که خون بهای اصلی سردار سلیمانی‌ها، اعتلای ایمان و آرمان و زمینه سازی برای ظهور حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف خواهد بود.

باری، در انتهای این دل‌نگاشته، غمِ فقدانِ سردار پاکی‌ها را به پیشگاه حضرت ولی الله الاعظم علیه السلام و نایب بر حقش مقام معظم رهبری و به خاندان مقدس سلیمانی  و مردم نستوه و قدر‌شناس ایران اسلامی تهنیت و تسلیت می‌گویم.     





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 25 آذر 1398 :: نویسنده : جواد نعیمی


   اگر انسان چشم و گوش و دل و هوش خویش را به سوی طبیعت بگشاید، به نتایج زیادی دست می یابد. مثلاً:

   کوه ها مثل دلاورانی ثابت قدم که در راه عقیده‌ی خود، خون گران قدرشان را نثار می‌کنند، سربلند و سرافراز ایستاده اند و و خاطره ی قهرمانان مبارزه و جهاد را در ذهن آدم زنده می کنند.

   صحراها، چنان سرسبز و خرم و زیبایند که انسان را به یاد طراوات جسم و جان و لزوم کوشش برای این دو می اندازند.

   رودخانه ها با آب های صاف و زلال خود در حالی که نمایش‌گر اعجاز طبیعت و رهنمودی به سوی شناخت آفریدگارند، به انسان گوشزد می کنند که از ایستادن و رکود و سستی و تنبلی بپرهیزد.

   هوای پاک نمایش‌گر این نکته است که به جای برپایی توفان و ساختن گرد و خاک می توان در کالبد همگان طراوت و لطافت و پاکی دمید و اطرافیان را شاداب و بانشاط ساخت.

   درخت ها، آموزش دهنده های انسان به اتحاد و هم‌دستی و پیوستگی هستند . برگ های جدا، همه یک جا گرد آمده و شاخه ای را تشکیل داده و از گردهمایی شاخه ها، تنه و اصل درخت به وجود آمده. تازه درخت همه ی قسمت هایش قابل استفاده و مفید است . از ریشه گرفته تا تنه و شاخ و برگ و میوه.

   بنابراین اگر با دقت به طبیعت نگاه کنیم درس‌های زیادی از آن خواهیم گرفت. امید که همه ی ما چشمی بینا، گوشی شنوا و اندیشه ای پرتوان داشته باشیم و خوب ها و خوبی‌ها را ببینیم و خود نیز همواره خوب و مفید باشیم.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

                             

 

نوه ی کوچولو و شیطانم محمد سپهر را در بغل دارم. البته نمی دانم دقیقا در کجا هستم. فقط این را می دانم که فرمان اجرای چالش مانکن صادر شده هر کسی باید در هر وضعتی که هست ساکن و ساکت و بی حرکت بماند!بدیهی است که نوه ی کوچک من ، در آغوشم نمی تواند بی حرکت باشد و به تبع او ، من هم برای نگه داری اش قادر نیستم که حرکتی  از خودم نشان دهم! در واقع، در کاری شرکت کرده ایم که بر خلاف شرکت کنند گان دیگر،تحرک زیادی از خودمان نشان می دهیم و در حقیقت بر خلاف جریان موجود، شنا می کنیم ! به همین سبب وضعیت عجیبی را در میان آن آرام جمع و بی حرکت به وجود آورده ایم! به بیاین دیگر، من و نوه ام چالش مانکن را به چالش کشیده ایم! مجموعه ی این تکا پو ها و حرکت ها ،مرا از خواب می پراند و بی درنگ به یاد می آوریم که به تازگی و در همین یکی دوروز گذشته به دیدار نمایشگاه مشهد دوست داشتی رفته ام و همسر و بچه ها و نوه هایم را نیز با خود برده ام و در بدو ورود به همین نمایشگاه بود که گروهی از بازیگران در کسوت سرباز، به اجرای چالش مانکن مشغول بوده اند و به جلب نظر بازدید کنندگان پرداخته اند. اکنون بی آن‌که توجه خاصی نسبت به آن در ذهنم بوده باشد ، ناگهان چنین رویایی دیده‌ام! رویایی که گویا ترجیح داده ام نام آن را من و چالش مانکن بگذارم . چه رؤیای جالب و شگفتی ! تلفیق خواب و خاطره هم برای خودش داستانی است!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

           
                  

هرگاه كسی از رودخانه نگاه تو نگذرد، تطهیر نمی شود! هركس آواز تو را ننوشد، از ابتدای ملكوت رانده می شود و هر آن كه در پرتو چلچراغ نفست، گامهای حیات را نشمارد، در زمره زندگان نیست!
بدان هنگام كه تو از «حرا» طلوع كردی، طلیعه داران انوار خورشیدی بر دامن خجلت آویختند و روشنایی به فرهیختگی نایل آمد. حضرت عشق، با دم مسیحایی تو تولد یافت. كودك ایمان به یمن ندای سپید تو، بلوغ را تجربه کرد
اگر نگاه سبز تو نمی بود، هیچ سبزه ای در جهان نمی رست. و اگر صدای گامهای تو گوش تاریخ را نوازش نمی داد، جغرافیای عشق رنگ می باخت. آفتاب گرم دستهای تو، یتیمی جهان را جبران كرد. اگر مهربانیهای تو نمی بود، هیچ گاه كودك دنیا، برای ایستادن پا نمی گرفت. با سیلی تو بر گونه كفر بود كه بشر به شر پاسخ منفی داد. این تو بودی كه به تكثیر پروانه های ملكوت اقدام كردی، و به دانایی و بینایی، جواز افزایش بخشیدی. از نای تو، نوای نرگس شورانگیز عاطفه های محمدی رویید. تو بر بام بلند تاریخ، پرچم كعبه را افراشتی و در سرزمین قلبها، بذر محبت قرآن را كاشتی. تو نیروی نظارت را بر نواحی انسان رویاندی. تو «قبله» را به همه قبایل جهان هدیه دادی و گل توحید را بر گونه جمال جهان، جاودانه كردی.
حسن یوسف، پرتوی از تجلی آفتاب زیبایی توست. دم عیسوی از تنفس تو بركت یافته است و عصای همت تو، ساحران سیه پوش كفر و نفاق را از اتاق اندیشه ها اخراج كرد. باران ساده صفا و سپیده از ردای تو بر جلگه های جوامع فروبارید و همه انسانها را به سمت حاصلخیزی هدایت نمود.
لهیب «ابولهب» را تو با تبر «تبت» خاموش كردی و لكه های «ابوجهل» را از تن جوامع زدودی. تو سرزمین مكه دلها را فتح كردی و در روزگاری كه دنیا به تب بت پرستی دچار بود، طبابت تو، تومورهای بدخیم كفر را از پیكره مجروح جهان بیرون كشید و جرأت تو، جراحات زخم عمیق ستم را التیام بخشید.
همه سپیداندیشان، از نسل تو پدیدارگشته اند و نورانیت پیشانی تو، پگاه را پایدار ساخته است. اگر تداوم آبی آرامش، از سرانگشتان همایش اندیشه و احساس موج می زند، از شكوه نگاه تو است. تو ناخدای كشتی كرامتی، عاطفه روشن بارانی، پناهگاه چشمان یارانی، تو شكوه و هیمنه همه سبزه زارانی رودخانه های هدفمندی را تو به روی خانه های ما گشودی. معنای ملكوت را تو به ما یاد دادی. كتاب ایمان را تو برای جهانیان تفسیر كردی. وقتی تو بر فراز «حرا» ایستادی، بشریت در برابرت زانو زد و هنگام كه آواز رسالت سردادی، همه سرداران تاریخ به راه تو، سر دادند! و زمانی كه انسان را ضمانت كردی، زمانه در برابر تو به كرنش نشست.
تو، ما را به قریه سرسبز و شكوهمند قرآن دعوت كردی و در هر «واللیل» ما را به میهمانی «والنهار» بردی. تو با «اقراء» قرابتی دیرینه داشتی و در مزارع اندیشه «والتین» و «الزیتون» می كاشتی و «یا ایتهاالنفس المطمئنه» برمی داشتی. تو بر هودج «ایاك نعبد» نشستی و با براق «ایاك نستعین» به معراج «اهداناالصراط المستقیم» شتافتی و «صراط الذین انعمت علیهم» را در همه گیتی گستراندی و «غیرالمغضوب علیهم ولاالضالین» را به همگان نشان دادی.
ای یاسین! همه ی حرف های ما، همه ی جمله های ما و همه ی نوشته های ما در برابر معنای بلند وجودت هیچ است. ما را به كوثر وجودت تهنیت و سلام و درود نثار باد!

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



( کل صفحات : 110 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ


جواد نعیمی
نویسنده،پژوهشگر، ویراستار
متولد مشهد، 1335
دارای حدود یک صد و سی کتاب چاپ و منتشر شده برای کودکان و نوجوانان و بزرگ سالان.
دارنده ی گواهی نامه ی درجه ی دوی هنری در زمینه ی ادبیات داستانی.
خادم برگزیده ی فرهنگ رضوی (1395)
دارنده ی بیش از یک صد و بیست لوح تقدیر و تقدیر نامه از مراکز گوناگون فرهنگی برای فعالیت های نگارشی و فرهنگی.
و...

مدیر وبلاگ : جواد نعیمی
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

محکوم کردن توهین به پیامبر

align="center">



فال حافظ


تصاویر زیباسازی نایت اسکین
code By 20Tools.com -->
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic