تبلیغات
برگزیده ی آثار جواد نعیمی
برگزیده ی آثار جواد نعیمی

 

 

توکل و اعتماد به خداوند

 

تکیه جز به ذات یکتای قادر متعال و توانا، و مدد گرفتن در کارها و یاری جستن در حل مشکلات ،جز از وی ، روا نیست. خداوند با لطف و مهری بی پایان ، برترین پناهگاه و تکیه گاه بندگان خویش است . پس تنها به خداوند اعتماد کنیم و تنها از او کمک بخواهیم و تنها به او ،توکل کنیم!

 

چهره ی خندان

 

لب خند، برترین رویکرد روبه روشدن با دیگران ، پس از افشای سلام است.هیچ چیز مثل یک چهره ی بشاش و لب خندان ، سبب جذب و جلب مخاطبان آدمی نمی شود. پس برای تعامل بهتر و بهره وری از یک رویارویی ثمر بخش ، همواره چهره ای بشاش و خندان داشته باشیم!

 

نرنجاندن دیگران

 

هر سخن ، اشاره و حرکتی که منجر به ناراحتی و رنجش دیگران شود، آنان را از ما بیزار و فراری می کند. رنجاندن دیگران ، سبب قطع ارتباط هگا و خلل در همزیستی مسالمت آمیز با اطرافیان می شود . پس هرگز دلی را نرنجانیم، قلبی را نشکنیم و کسی را آزرده خاطر نسازیم.

آرامش خانواده

 

به هیچ روی نباید آرامش خانوادگی را به هم زد. نبود آرامش ، افزوده بر این که خودمان را افسرده و بی نشاط و ناکارآمد و منزوی می کند، فرزندان ما را هم به شدت تحت تاثیر قرار می دهد و نیک بختی و شادکامی را از میان می برد. پس ، بهشت خانواده را به جهنم نا آرامی و نزاع و درگیری و اندوه تبدیل نکنیم.

صرفه جویی گسترده

 

پرهیز از اسراف ، در هر زمینه ای مطلوب است . گاهی ممکن است صرفه جویی در چیز کوچکی را ضروری ندانیم، حال آنکه دریا هم از قطره پدید می آید و هرگز نباید چیزهای کوچک را نادیده و یا کم ارزش دانست! پس ، همواره در همه چیز ، حتی در سخن گفتن ، نگاه کردن ، نشستن و برخاستن و... صرفه جویی را فراموش نکینم!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

                        

    اول:

   گل از اثر تو رنگ و بو می گیرد

    سرچشمه ی آب، آبرو می گیرد

    باران كه به پاكی و صفا معروف است

    درچشمه عشق تو وضو می گیرد

 

   دوم:

باغ هشتم چه با صفا شده است

  نور در کوچه ها، رها شده است

  تا زند هشت بوسه بر رخ عشق

  صبح زود، افتاب پا شده است

 

سوم:

گل واژه ی نور می شكوفد امشب

آن رمز عبور می شكوفد امشب

 با آمدن امام هشتم، در دل

گل های سرور می شكوفد امشب

 

چهارم:

 بهشت خاك ایران است این جا

 سرای اهل ایمان است این جا

 وضو ساز از زلال آب كوثر

 «برادرجان خراسان است این جا

 

پنجم:

الاای هشتمین گلزار ایمان

وجود نازنینت فخر ایران

تو هستی آسمان باغ رحمت

زابر لطف خود برما بباران!

 

ششم:

 زند خورشید، سر بر بارگاهت

 بدوزد دیدگانش را به راهت

 توهستی نور عشق ای صبح هشتم

 سپیده می دمد از هر نگاهت!

 

هفتم:

تا سعی می کنم که بیابم کمی صفا

راهی به کوی حضرت تو می شوم، رضا

حجی قبول، ثبت شود در جریده ام

با معرفت، اگر که زیارت کنم تو را

 

هشتم:

وقتی که اصول را رعایت بکنیم

حق است که احساس رضایت بکنیم

استان رضا و مشهدش را باید

با معرفت و عشق، زیارت بکنیم





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 22 تیر 1398 :: نویسنده : جواد نعیمی

                                                              

 

برای دیدن فرزندش، لحظه ‌شماری می‌کرد. می‌خواست سخنی را با او، در میان بگذارد... همین که حضرت موسا کاظم علیه‌السلام در آستانه‌ی در ظاهر شد، حمیده به شتاب برخاست، دستی بر شانه‌ی پسرش نهاد و درحالی‌که برای گفتن عجله داشت، لب گشود که:

- پسرم! خواب شگفتی دیده‌ام!

- ان شاء الله که خیر است. چه خوابی مادر جان؟

- خواب جدت رسول خدا- که درود بر او و خاندان اش باد- آن حضرت مرا به امر خیری راهنمایی کردند.

- امر خیر؟

- آری، آری! آن بزرگوار پیش نهاد فرمود که تکتم را به عقد ازدواج تو در آورم و افزود که او برای پسرت موسای کاظم، همسر خوب و شایسته است.

- به راستی که شگفت‌انگیز است، مادر!

- چرا، پسرم؟

- چون من نیز در همین زمینه، خوابی دیده‌ام!

- نمی‌خواهی آن را برایم تعریف کنی؟

- چرا مادر جان، چرا. پدر و پدربزرگ ام را در رویا دیدم. آن دو بزرگ وار، در جایی نشسته بودند و پارچه‌ی حریری پیش روی‌شان بود. پارچه را که باز کردند، نقشی از چهره‌ی «تکتم» بر روی آن دیده می‌شد. آنان، نگاهی به تصویر روی پارچه انداختند و درحالی‌که لب خند می‌زدند و به من می‌نگریستند و فرمودند: «ای موسا! این زن را به هم سری، برگزین! بی گمان، او برترین انسان روی زمین را، پس از تو، به دنیا خواهد آورد.»

- چه مژده‌ی نیکویی! بنابراین باید هر چه زودتر مقدمات این ازدواج فرخنده را فراهم آوریم.

 

                                                     □□□

 

   بسیار خرسند بودم که به افتخار هم سری امام هفتم علیه‌السلام نایل شده‌ام. زندگی ما هم، سرشار از خیر و برکت و معنویت بود ... مدتی که گذشت در دل ام شوقی مادرانه به وجود آمد و گوهر احساسی زیبا، در صدف وجودم پدیدار شد!

   اندکی بعد، هر چند که به ظاهر احساس بارداری نمی‌کردم، ولی با شنیدن صدای ذکر و تسبیح از درون وجودم، پی می‌بردم که نوزادی را در شکم دارم! روزها و ماه‌ها گذشت تا این که نسیمی روح‌نواز در خانه‌ی ما، وزیدن گرفت. باران شادی همه جا را باصفا کرد و فرزندم «رضا» دیده به جهان گشود. او را در پارچه‌ای سفیدی پیچیدم و هم چون هدیه‌ای زیبا و آسمانی، به دستان پدرش سپردم. هم سرم؛ هم، مثل من بسیار خشنود و شادمان شد و به من فرمود: «تکتم بانو! این کرامت پروردگار، بر تو گرامی و مبارک باد!» سپس در گوش راست نوزاد، اذان گفت و در گوش چپ اش اقامه خواند،آن گاه اندکی از آب فرات در کام وی ریخت و درحالی‌که وی را چونان گلی زیبا و خوش بو، به آغوش من باز می‌سپرد، فرمود:

- او را بگیر و بدان که پس از من، وی حجّت خداوند بر روی زمین خواهد بود.

 

         برشی از کتاب قصه‌های زندگانی امام رضا علیه السلام نوشته‌ی جواد نعیمی

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

  

                                                                     جوادنعیمی

متأسفانه،کم نیستندآن‌هایی که از صحن صداقت و سرای صفا؛گریزانند و پیوسته درجاده‌ها وخیابان‌های نیرنگ و کذب و ریا، سرگردانند! متأسفانه برخی گمان می‌برند که حیات با معنا را بدون برخورداری از انوار خورشید ولا، می توان تجربه کرد و بدون داشتن صدق و صفا، می‌توان بر فرشتگان خدا، پیشی گرفت!

متأسفانه ابلیس در خیابان های پرترافیک زندگی معنوی ما، تابلوهای تبلیغاتی فراوان و رنگارنگی نصب کرده است، تا قلب پاک ما را برباید و اندیشه‌های تابناک‌مان را به زنجیر بکشاند! این است که وقتی می‌خواهی میل نگاهت را از سرمه‌ها‌ی آسمانی پرکنی و به چشم دل بکشی، وقتی می‌خواهی تنفسی صادقانه داشته باشی، وقتی می‌خواهی هر دم و باز دمت، از اکسیژن راستی و درستی سرشار باشد، وقتی می خواهی دست به فرمان صداقت، پیش بروی، انبوهی از چاله‌ها و دست‌اندازها برسر راهت سبز می شوند و تهدیدت می کنند. وقتی هم که می‌آیی کمی آن طرف‌تر از امروز، اطراق کنی؛می بینی که آسفالت ها‌ی صبوری به سبب تورم بی صبری شکافته شده‌اند و با بها دادن به کذب و ناراستی، ارز صداقت را به خارج از اندیشه‌ها و عمل‌ها و جان‌ها، صادرکرده اند!

این جاست که باید بفهمی و به خود بیایی که لازم است دیدگانت را به درمانگاه دوربینی و عاقبت نگری بسپاری، از آژانس ملایک، جان شیفته‌ی حق و راستی کرایه کنی. نهال کرامت و صداقت را، دمِ درِ حیاتت بکاری و حیاط سینه‌ات را از هرچه کینه و پلیدی و دروغ ورنگ و ریا، پاک کنی و زایر و مجاور جاروهای پلیدی زدا بشوی! و این جاست که در می یایی آن‌هاکه از ایستگاه‌های ولایت می‌گریزند، تابلوهای زیبای صداقت را در این‌جا و آن‌جا، نمی بینند و نیزآنان که می‌خواهند اکسیژن دیانت را از ئیدروژن سیاست؛ جدا کنند و با تمسک به فن‌آوری‌های جهالت و دروغ وخیانت، مارا به رخوت و خواب‌آلودگی مبتلا کنند، چه کج اندیشان مخالف با آب و هوای سالمی هستند!

و این‌جاست که در می‌یابی بشر امروزی، چه نیازی به اتوبوس‌های هادی عشق و حامی ایمان و آرمان دارد تا با بهره وری از بنزین صدق و راستی، او را به سرچشمه‌‌ی نور و روشنایی ببرند و از پوسیدن در منجلاب‌های دروغ و ناپاکی و ناهنجاری برهانند و در می‌یابی که سرنشینان این زمان، باید با وسیله‌ا‌ی بسیار تندروتر از سرعت امواج فرهنگ غربی، دنیارا بپیمایند. عزب ها‌ی بی ادب هم باید از عذوبت واژه ‌های مؤدب، بهره ‌ی بیش‌تری ببرند و با فرشته سانان اندیشمند و صادق، پیمان ازدواج ببندند!

اصلا به نظرمن، همه باید یک دوره ی بسیج صداقت و معنویت ببینند و دستی به سر وصورت صدق و صفا و پاکی و وفا بکشند. باید چفیه‌ها‌ی ساده زیستی و درست اندیشی و نیک کرداری را تکثیر کرد و به همگان هدیه داد. باید خشاب ها‌ی ایمان را پرکرد و سیبل ‌های دروغ و دروغ پردازی و ناراستی و نادرستی را هدف قرار داد. باید نارنجک‌ ‌های دستی را به رنج‌های بسیار بزرگ قلبی تبدیل کرد. باید مهمات را بیش‌تر شناخت و نباید گذاشت که خرج‌‌ها، دخل ما را در آورند! باید مراقب باشیم که مهر باطل شد بر روی دفتر اندیشه ‌‌‌ها و اعمال ما، کوبیده نشود. باید ازنیش مار‌های ریا و کذب و کدورت و کینه بگریزیم و به دامان پر مهر پاکی‌ها وراستی‌ها و خلوص و صفا پناهنده شویم. مهریه‌‌ی زندگی صادقانه را مردانه بپردازیم. از تجهیز اخلاقی و معنوی خانم‌‌های خیال‌مان غفلت نورزیم. بالاترین جهزیه هم برای دختران آرزوهای ما، بلندپروازهای راست انگارانه و همه سونگرانه است وگرنه؛ نگران گرانی کالاهای معنوی خواهیم شد!

عشق هم،درآغاز؛ یک موجودآسمانی بود، اما اسیرِدستِ هوس بازان و دروغ پردازان که شد، رنگ زمینی به خود گرفت و آلوده‌ی رنگ‌ها و نیرنگ‌ها شد. برای همین، باید مرزهای عقیده ودرست اندیشی و راست گفتاری و درست کرداری را با وجود پاسداران عاقلِ مسلح به عشق، تقویت کرد و هرکسی باید یک ستاد امربه معروف و تهییج صداقت و نهی از منکرو مقابله با دروغ، در درون وجود خودش تشکیل بدهد. به همین‌گونه، همگان باید بدانند که زندگی اگر پاک و زیبا نباشد، زاینده نیز نخواهد بود و زیبایی زندگی بستگی کامل به ظرافت و درست زیستی ما دارد. شما با کدام چشم‌تان به زندگی نگاه می‌کنید و کجای وجودتان را به آن بخشیده‌اید؟!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 22 خرداد 1398 :: نویسنده : جواد نعیمی

1398/3/21    سه‌شنبه        

با همکاری دو کتابخانه شهید مدرس و غدیر ملک آباد مشهد، برنامه های ویژه نهمین جشنواره کتابخوانی رضوی برگزار شد اولین نشست کتاب خوان مشترک دو کتابخانه شهید مدرس و غدیر ملک اباد و پویش مجازی با حضور شاعر شعر صبح جمعه برگزار شد.

به گزارش روابط عمومی اداره کل کتابخانه های عمومی استان خراسان رضوی، همزمان با نهمین جشنواره کتابخوانی رضوی اولین نشست کتاب خوان مشترک دو کتابخانه شهید مدرس و غدیر ملک اباد و پویش مجازی با حضور شاعر شعر صبح جمعه از کتاب با کبوترهای گنبد در سالن آمفی تئاتر اداره فرهنگ و ارشاد مشهد با حضور محمد رضا بدیع زادگان، رئیس اداره کتابخانه های عمومی شهرستان مشهدو جواد نعیمی شاعرو نویسنده کتاب برگزار شد.
در ابتدای مراسم دکتر بدیع زادگان، ضمن معرفی جشنواره رضوی به حاضرین، به ایراد سخن درباره لزوم مراجعه افراد به کتابخانه و مطالعه کتاب در میان اقشار مختلف جامعه پرداختند.
در ادامه دکتر محمود نیتی، مسئول امور چاپ و نشراداره فرهنگ و ارشاد اسلامی مشهد، ضمن سخنانی درباره کتاب خوب و دلیل گرایش افراد به برخی کتابهای خاص با نویسندگان حاضر در جلسه و دریافت نظرات ایشان به معرفی کتاب مهارتهای ارتباط موثر در سیره امام رضا (ع)، نوشته علی جانفزا با موضوع سیره امام رضا (ع) پرداخت.
همچنین جواد نعیمی، شاعر، نویسنده و پیشکسوت علم کتابداری ضمن اهدای کتابهای قصه های زندگانی چهارده معصوم (ع) به کتابخانه شهید مدرس به معرفی کتاب خود با عنوان قصه های زندگانی چهارده معصوم(ع) پرداخت.
در ادامه این مراسم عاطفه سالاری ثانی، عضو کتابخانه ومربی قصه گوی برتر شهرداری و کانون پرورش فکری و همچنین برنده دو سال پی در پی در جشنواره مادران قصه گو ضمن اشاره به متن ساده و روان کتاب به سپیدی یک رویا ، نوشته فاطمه سلیمانی ازندریانی از انتشارات نیستان با موضوع داستان مهاجرت حضرت معصومه(ع)به معرفی و بیان خلاصه ای از کتاب پرداخت.
همچنین حجت الاسلام عباس ملازاده به معرفی کتاب سیره تقوی، نوشته جواد محدثی با موضوع سرگذشتنامه و احادیث امام جواد (ع)، ضمن خوانش قسمتهایی از کتاب به بیان احادیثی درباره امام جواد (ع) ایراد سخن کرد.
تکتم اختری، مسئول کتابخانه شهیدمدرس در انتهای این نشست گفت: خداوند این توفیق را نصیب دو کتابخانه شهید مدرس و غدیر ملک آباد کرد تا در راستای اشاعه و ترویج فرهنگ منور رضوی قدمی را برداشته و توانسته باشیم در نشست کتاب خوان به معرفی کتابهای جشنواره و گسترش فرهنگ زندگی امام رضا(ع)، امام جواد (ع) و حضرت معصومه بپردازیم.

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 


   ای ساقی خمخانه ی خزاین معنا ! ای امام !

   ای آن كه می وحدت، از صراحی سینه ی پاك تو می تراوید

ما، پیاله پیاله شراب ناب استقامت را از چشمه ی چشمان تو پر می كردیم و ساغر دیدگان مان میزبان هماره ی تصویر مبارك تو بود!

   ما، جام های پایداری و جامه های كهنگی ناپذیر شرف را از دستان سبز تو به تبرك می گرفتیم وبا زلال اندیشه های تابناكت،سرمست شور و نشاط و طراوت ایمان می شدیم.

   باده ی بودن با تو، مارا به خود می آورد وبه هشیاری می خواند.شهد كلام تو،سكر وحشی سستی را می تاراند و بارقه ی حیات را در ما بیدار می كرد!

    ای همه شور! ای همه سرمستی! ای ناب ترین واژه در وصف تو زبون! ای تراوش كوزه ی معنا! ای عطر نرگس بیداری! ای امام مینای عشق! بدان گاه كه بر بركت دستان مولای عشق - بر كرانه ی كوثر- بوسه می زنی و جام های لبالب از شراب طهور را می نوشی، در كاسه های نیاز ما نیز؛ باده ی دستگیری فرو ریز!به حق همه ی سرمستان حقیقت !

   ای امام خوبی ها! در سال سوگ تو همه ی مومنان و آزادگان را تسلیت باد !

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 13 خرداد 1398 :: نویسنده : جواد نعیمی

                                                                

به زحمت می توانست چند کلمه ای بر زبان بیاورد؛ اما مفهوم بیش تر حرف ها را می فهمید. دست برد و موشواره را تکان داد. گفتم: ببین عزیزم ، دستگاه خاموش است. بی درنگ از صندلی پایین آمد و رایانه را روشن کرد. گفتم: ببین خانم! فکرش را می کردی که نوه ی دوساله مان در این زمینه ها از ما، سر باشد؟ خانم گفت: ماشاء الله .چه بلایی است این محمد سپهر! از پدر بزرگش هم زرنگ تر است. با لب خند گفتم : و از مادر بزرگش با هوش تر!

تصویر زمینه ی رایانه هم که بالا آمد، محمد سپهر دستش را به طرف دهانش برد و بوسه ای برای آن تصویر فرستاد! خانم با تعجب جلو آمد و همین که چشمش به گنبد و گلدسته ی توی عکس افتاد، زیر لب زمزمه کرد: السلام علیک یا علی بن موسی الرضا.






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سه شنبه 7 خرداد 1398 :: نویسنده : جواد نعیمی


 

   می خواهم از «او» بگویم:

   گوهری در صدف کعبه، برادر جان جهان! جانشین و وصی خورشید، شبان رمه های بیداری، جاودانه ترین حماسه ی رهبری، آسمانی ترین عاشق حق، شرافت مکه، افتخار مدینه، گلبرگ درشت گل معنا، اولین مدار ایمان، محور همیشه ی حق، گل همیشه بهار باغستان های توحید، آواز خوش حقیقت، شیر بیشه ی عدالت، غریبی در تاریخ، خداگونه ای در زمین، بلندای ستیغ سخاوت، اسلام مجسم، روح دین، شارح کتاب مبین، برترین نور زمان، برجسته ترین چهره ی ضد ستم، گستره ی عظیم دریا، روح والای عالم معنا، سری نهان و هویدا! عقد ثریا، محشر برپا، کعبه ی دلها، رهبر والا، ماه تولا!

   پژواک آفتاب، نورانیت ساقه های سبز نیایش، قامت بلند تراوای نور، فریاد شورگستر حماسی، مظلومیت ستاره های فروزان، بوسه ای بزرگ بر لبان حقیقت، گلخنده ای بر چهره غدیر، برکت برکه های آزادی، روان سبز بیداری، حقیقتی جلی، پا نهاده مردی بر دوش نبی! سرداده بزرگی به راه ازلی! پلک بیدار درستی، چشم چشمه های هستی، زلال معنویت،زمزمه زمزم خلوص، یگانه قدرت بی بدیل ایمان، افتتاح خط سبز امامت، امتداد راه رسالت، گوهر تابناک ولایت، زیور دفتر سرخ شهادت، نخستین موج دریای امامت، راهدار بزرگ راه های حماسه، فرزانه ی یگانه، افق گسترده  یپرستاره، یادواره ی تلاش های جاودانه، شعر بلند مقاومت و مردی، چلچله ی سقف آشیانه دل ها، پرچم هماره در اهتزاز تقوا، دریچه ی باز الهام، سپیده ی  روشن تاریخ،مشعل فروزنده ی حیات، پروانه ی رنگین بال کمال، عرشه ی پرواز کبوتران ملکوت!

   رویش شبنم بر بال های عروج، پایگاه نسیم های زندگی بخش، طنین آبی ایمان، شور حماسی عشق، گلبانگ اذان آزادی، زبان تکلم گل ها، خاست گاه شیدایی، راز مظلومیت صخره ها، آیینه ای با ساقه های زخمی! تپش قلب قرن ها، یاور غنچه های شکوفا، شانه ی بلند دریا، چکاد مزرعه ی صداقت، دستان آفتابین گیتی، شط خروشان خاطرات خطیر، یادگار بزرگ سفر آفتاب، نورانیتی به توان بی نهایت، امتداد صدای لاله و شقایق، بزرگ رهبر لایق، راز لحظه ها و دقایق، شکوفه زار شهامت، جوانه ساز فضیلت، زادگاه ایثار، معنای حیات، کمال دین، جمال یقین، میوه ی شیرین درخت اتمام نعمت! نخل تنومند تنها! فرزند کعبه، پدر صفا و وفا، کرامت دستان سبز تاریخ، حاصل جمع عشق و ایمان و استقامت و پیروزی، حدیث بیکرانگی، نای آواز دهندگان خدا! اولین چکاوک چکامه خوان ایمان، بهای هر چه بهاران، روح سبز باران،

   پاسدار همه ی عظمتها، حامی گلبوته ی سرخ محمدی، راه پیمای کوشنده ی هجرت، اقیانوس مواج فداکاری، گوهرتابناک ایثار ، سازنده ی سکوت سازندگی، منهج فصاحت و بلاغت، فرمان بالندگی، امامت مظلوم تاریخ، مرد تنهای صحنه های نبرد، حماسه ساز هر چه پیروزی، کشتی رهایی امت، وارث دانش پیامبر، کان حکمت نبی، سرآمد مردمان گیتی، دارنده ی پرچم پرافتخار ظفر، امین کوثر، کلیددار بهشت برین، برترین انسان روی زمین، قرآن ناطق، دانای بی نظیر امت، شفیع روز قیامت، گل خوشبوی پرطراوت، داماد رسول(ص)، ستاره ای بی افول، فروغ فواره های رحمت، زمامدار دادگر، حلاوت ادراک های سبز، سروی تناور، داوری دلاور، فراتر از هر واژه، مردی که برکت دستان مبارکش، پایگاه توحید را از لوث اصنام پاکیزه کرد، «خیبر» کفر را بازوان او شکست، خوارج و اندیشه های آنان را او از صحنه روزگار خارج کرد، صفیر او در صفین، صفهای باطل را درهم شکست و فرو پاشید، و ذوالفقارش فقرات ستون عشق و ایمان را راست نگه داشت.

   «مظلومی گمشده در سقیفه»، تفسیر آیه های شریفه، خانه زاد خدا، یار و همکار و همراه مصطفی(ص)، همسر شفیعه ی روز جزا، سرور اوصیا، عطر سوسن و یاس و اقاقیا، جلوه ی جمال خدا، شهید ماه ولا، انسانی فراتر از همه ی هستی...

  و دیگر چه بگویم؟! : «علی(ع)»

 

                                    برشی از کتاب "گل واژه های عاشقانه " نوشته ی جواد نعیمی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


قدر و رمضان در حقیقت مفاهیمی به هم پیوسته و وابسته‌اند،‌ شب قدر، در واقع شب بیدار باش و هشیاری است. شب كسب ارزش‌های معنوی و شب فرا رفتن به سوی بارگاه الهی و پركشیدن در آسمان زیبایی است.

هر چند كه این مضمون(شب قدر) گاه در ادبیات، ‌به گونه‌ای نسبتا مستقل مورد توجه قرار گرفته، اما به طور كلی در زمره‌ی رمضانیات جای می‌گیرد و شاعران و ادیبان بسیاری در سرزمین ما، به این مقوله نظر داشته‌اند.

اگر برخی از شاعران را كه با نگرشی منفی و برآمده از هوای نفس به رمضان دیده دوخته‌اند، كنار بگذاریم، ‌بسیاری از شاعران و ادیبان را می‌نگریم كه قدر رمضان و شب‌های قدر را دانسته و از آن به عنوان نعمت و پدیده‌ای با عظمت یاد كرده اند.

به عنوان مثال، سعدی می‌گوید:
تو را قدر اگر كس داند چه غم

 شب قدر را می‌ندانند هم

هم چنین وی می‌گوید:
اگر شب‌ها همه قدر بودی

 شب قدر بی قدر بودی

حافظ گویا رسیدن به وصال معشوق راستین را حاصل بهره‌مندی از شب قدر می‌داند كه چنین می‌سراید:
چه مبارك سحری بود و چه فرخنده شبی

 آن شب قدر كه این تازه براتم دادند

مولوی نیز "قدر" را بدین گونه معرفی می‌كند:
آن شب قدر است در شب‌ها نهان

 می‌كند جان هر شبی را امتحان

صائب تبریزی نیز ما را به بهره‌وری از قدر فرا می‌خواند و چنین هشدارمان می‌دهد كه:
بی قدری ما چون نشود فاش به عالم؟

ماهی که شب قدر در او بود نهان رفت

هم چنین همام تبریزی هم از قدر ناشناسی "قدر"، نگران است و می سراید:
رمضان رفت و ندانم كه زما بد خشنود

 یا نه اندیشه‌ی آن ذوق دل ما بربود
از شب قدر ندانیم نشان جز نامی

چشم آلوده ما محرم آن حال نبود

بر این اساس می‌توان گفت برانگیختن و توجه دادن مردم به بهر‌وری از فضای معنوی شب‌های قدر و ماه رمضان یكی از برجسته‌ترین وجوه مطرح شده در ادبیات ماست. هر چند كه از پیوند عمیق قدر با شهید رمضان حضرت امام علی(ع) نیز غفلت نشده و به مسایلی هم چون نزول قرآن و حضور فرشتگان و ضرورت انس با قرآن نیز اشاراتی شده است.

بدیهی است كه ویژگی‌های مختلف هر دوره‌ی ادبی، به گونه‌ای در ادبیات آن دوره تجلی می‌یابد كه بخشی از موفقیت‌های یك اثر ادبی به آن هم بر می‌گردد. بخش دیگری هم البته بستگی به زاویه‌ی دید ادیب دارد و نیز مربوط می‌شود به پویایی زبان، خلاقیت شاعر یا نویسنده و مسایلی از این دست.

بنابراین موفقیت آثار كلاسیك در چارچوب زمانه و مقدورات و ویژگی‌های روزگار خود ارزیابی می شوند و موفقیت آثار معاصر با معیارهای ویژه‌ی این روزگار باید ارزشیابی شوند كه خوشبختانه ارزیابی در هر دو زمینه تلاش‌هایی ارزشمند، كارها و زیبا مشاهده می‌كنیم.

هر چند كه توقع از ادبیات معاصر با عنایت به برخورداری ادیبان امروزی از پیشینه‌ی ادبی و تجربه‌های ادیبان گذشته و نیز با توجه به گستردگی دامنه‌ی فعالیت‌های ادبی، بیش تر است و هنوز قله‌های فتح نشده‌ی زیادی در این عرصه وجود دارد، با این همه آثار متنوع و جذابی درباره‌ی قدر پدید آمده كه باید قدر آن ها را دانست، ولی هم چنان باید آنها را ناكافی برشمرد.

در گذشته، گروهی از شاعران و ادیبان از منظر اخلاق و عرفان به شب قدر نگریسته‌اند و گروهی دیگر با نگاهی ویژه آن را دیده‌اند و به هر حال شب قدر اگر نه چندان گسترده‌ و در خور شان آن در هر دو بازه‌ی زمانی[دوران‌های گذشته و معاصر] در آسمان ادب ایران زمین به جلوه‌گری پرداخته است.

شاید در دوره‌ی معاصر این مقوله گسترده‌تر و ژرف‌تر مورد توجه قرار گرفته باشد چرا كه ادیبان این روزگار از پله‌ ی كلی‌گویی در زمینه ی قدر، پا فراتر نهاده و با بهره‌گیری از اهمیت شب قدر، آدمی را بیش تر به یاد توبه و مرگ و پیروی از ولایت و مولا علی(ع) انداخته و به دعا و ذكر قرآن و دوری از گناهان توجه داده‌اند و به تعبیری دیگر علاوه بر بهره‌وری از نازك اندیشی‌های شاعران و خلاقیت‌های ادیبانه و همراه با روانی و شیدایی آثار، به بعد معنایی قدر هم پرداخته‌اند.

مثلا امیر علی مصدق شاعر روزگار ما می‌گوید:
شب قدر است بیا قدر بدانیم كمی

 خانه‌ی دل زگناهان بتكانیم كمی

شاعر دیگری چنین سروده‌است:
در شب قدر كه قرآن خدا بر سر ماست

 موسم جشن تولاست چرا ما نرویم؟
چشم بر هم بزنی ماه خدا خواهد رفت

 فرصت، این امشب و فرد است، چرا ما نرویم؟

غزل تاج‌بخش هم در انتهای یك از سروده‌های خود، درباره‌ی شب قدر می‌گوید:
یا علی! قدر تو در قدر والا گردید

 لیلة القدر به نام تو، مسیحا گردید

بر این اساس شاید بتوان گفت تفاوت كاربرد مفاهیم مربوط به قدر در روزگار ما عمق نگرش و توجه بیش‌تر ادیبان به ابعاد سازنده‌ی قدر و بازنمایی هر چه بیش تر ‌ارزش‌های آن است.

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 1 خرداد 1398 :: نویسنده : جواد نعیمی

تا می‌توانیم؛ کتاب بخوانیم.

باغ مهتاب: کتاب‌ها و نوشته‌های جواد نعیمی در پیام‌رسان‌های ایرانی

                               سروش:

https://sapp.ir/javadnaeemi              

                                 بله:

https://ble.im/javadnaeemi              

 

                وبلاگ برگزیده‌ی آثار جواد نعیمی:

http://javad-naeemi.mihanblog.com      

                   وبلاگ کتاب‌های جواد نعیمی:

http://naeemiketab.mihanblog.com      






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



( کل صفحات : 108 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ


جواد نعیمی
نویسنده،پژوهشگر، ویراستار
متولد مشهد، 1335
دارای حدود یک صد و سی کتاب چاپ و منتشر شده برای کودکان و نوجوانان و بزرگ سالان.
دارنده ی گواهی نامه ی درجه ی دوی هنری در زمینه ی ادبیات داستانی.
خادم برگزیده ی فرهنگ رضوی (1395)
دارنده ی بیش از یک صد و بیست لوح تقدیر و تقدیر نامه از مراکز گوناگون فرهنگی برای فعالیت های نگارشی و فرهنگی.
و...

مدیر وبلاگ : جواد نعیمی
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

محکوم کردن توهین به پیامبر

align="center">



فال حافظ


تصاویر زیباسازی نایت اسکین
code By 20Tools.com -->