تبلیغات
برگزیده ی آثار جواد نعیمی - ریشه ها و بازتاب های نهضت حسینی
برگزیده ی آثار جواد نعیمی
سه شنبه 20 مهر 1395 :: نویسنده : جواد نعیمی

 

ریشه ها و بازتاب های نهضت حسینی

جواد نعیمی

 

چکیده ی مقاله:

قیام و انقلاب حسینی به عنوان ماندگارترین حماسه ی معنوی از جایگاه والا و برجسته ای برخوردار است و برای همه ی مسلمانان و آزادگان جهان، شور آفرینی و پیام دهی و عبرت آموزی به ارمغان آورده و می آورد. بر این اساس ، شناخت این انقلاب ، به دور از پیرایه ها و با همان اصالت واقعی خویش و نیز نگرش به انگیزه ها و علل به وجود آمدن این حماسه ی عظیم و دستاوردهایی که به همراه و در پی داشته، می تواند به ما کمک کند تا این قیام جاودانه را به گونه ای راستین و بدون تحریف و آسیب پاسداری کنیم و از برکات آن بهره ور شویم.

بر این اساس می توان گفت که این مقاله در پی آن است که به گونه ای اجمالی واگذار به زمینه ها و ریشه های نهضت حسینی اشاره کند و مواردی چند از ثمرات ان را به شکلی فشرده بیان کند.

 

کلید واژه ها:

قیام و انقلاب حسینی- عاشورا بنی امیه یزید امر به معروف و نهی از منکر ایثار و شهادت احیای ارزش های دینی مبارزه با بدعت ها کربلا حق و باطل شهادت ایثار انقلاب اسلامی عزاداری

 

متن مقاله:

قیام موج افزای عاشورا و نهضت ماندگار سالار شهیدان جهان حضرت ابا عبد الله الحسین علیه السلام، قرن هاست که همه ساله با طراوتی شگرف به شور افکنی و پیام گستری می پردازد و عاشقان حق و فضیلت و عدل و معنا را به سوی خویش می کشاند.

شناخت انقلاب کربلا، به درو از پیرایه ها می تواند در تبیین ضرورت و اهمیت این قیام مقدس و لزوم نگرش به دستاوردهای آن، گامی مفید و موثر تلقی شود. هم از این روی، نخست به گونه ای گذرا بر بستر این نهضت پرشور نگاهی می اندازیم تا در تبیین واقعیت و عظمت آن، مددکارمان باشد:

به روزگار امام شهیدان، حضرت حسین بن علی علیه السلام، شرایط ویژه ای بر جامعه ی اسلامی حکم فرما بود. معاویه به ناحق بر اریکه ی حکومت اسلامی نشسته بود و به سختی برای تخریب و تحریف اساس اسلام و قوانین دین به پا خاسته بود. اما مجموعه ی شرایط موجود، فضایی را به وجود نمی آورد که تصمیم مبارزاتی امام حسین (ع) علنی شده و به نتایج مثبتی منجر شود. با مرگ معاویه، غده ی سرطانی بدخیمی در پیکره ی جامعه ی اسلامی پدید آمد. فرزند فرومایه ی معاویه، یزید، عصاره ی فساد و خباثت و پلیدی بود که دلی پر کینه از پیامبر اسلام (ص) و تعالیم او داشت و بر خلاف پدر ظاهر سازش، آشکارا موضوع رسالت و وحی و پیامبری را انکار می کرد و هم چون نیایَش ابوسفیان همه را پنداری بیش نمی دانست!

اصولاً حکومت بنی امیه ، حکومت اشرافیت جاهلی بود که با رسول اکرم صلی الله علیه و آله و یارانش به شدت دشمنی می ورزید. اشرافیتی که رسول خدا (ص) تلاش کرد تا آن را از میان بردارد. امویان جز به دستیابی بر مصالح بر مصالح و منافع شخصی به چیز دیگری نمی اندیشیدند. تجاوز طلبی، نخوت، بلندپروازی، کینه توزی و عدم پای بندی به دین و آرمان های انسانی، نتیجه ی روحیه ی جاهلی حاکم بر آنان بود. اموی ها نخستین کسانی بودند که آشکارا در تاریخ ، آداب و احکام اسلامی بدعت روا داشته و تلاش کردند به تقلید از پادشاهان ایران و بیزانس، خلافت را به امپراطوری های کسری و قیصر بدل سازند.

یزید، آشکارا اصول و مبانی اسلامی را به سخره و استهزا می گرفت. او که جوانگی نابخرد، سگ باز و شراب آلوده بود، و نماد فساد و انحراف و تباهی، به هیچ روی نه صلاحیت، نه آگاهی و نه توان اداره ی جامعه ی اسلامی را داشت!

او ، در نهان و عیان به مقدسات دینی و دستورهای قرآنی اهانت روا می داشت و دربارش نیز کانون گناه و تباهی و فساد شده بود. بنابراین ، حکومت اموی، جز انحطاط و ارتجاع و ظلم و فساد و دین ستیزی، ارمغانی به همراه نیاورد. از سوی دیگر وضعیت رقت بار و ذلت انگیز جامعه ی اسلامی و عقب ماندگی و محرومیت امت مسلمانان، چیزی نبود که هر صاحب دلی را نیاز دارد و اندیشه اش را به خویش معطوف نسازد.

علاوه بر ناشایستگی یزید، سطح اندیشه ی عمومی امت به عنوان یک مجموعه، به مراتب پایین تر از سطح مورد نظر و مطلوب برای مقابله با هجوم تجاوزگرانه و فساد کارانه و انحرافی موجود بود و این حالت بیمار گونه به صورت دردناکی با راحت طلبی، تامین آسایش و رفاه ظاهری، مصلحت گرایی های فردی و سرپیچی از مبارزه ی اجتماعی رهایی بخش، در هم تنیده شده بود.تبلور این پدیده ی خطرناک نیز در تراکم ثروت های بی کران ، نزد رهبران سطح بالای جامعه به گونه ای وحشت ناک دیده می شد و گذشته از چهره های سرشناس و صاحب نفوذ، قشرهای گوناگون امت هم عموماً گرفتار این تمایل های زشت و رسوا شده و حدیث راحت طلبی، بی تفاوتی و آسودگی خیال را به جای روحیه ی مبارزاتی و ستیزه جویی با زشتی ها و نا حق ها و... زمزمه می کردند.

عدم آگاهی و شعور کافی و عدم احساس مسوولیت مردم در آن روزگار را می­توان  در تعبیر «فرزدق» یافت که که به امام حسین علیه السلام گفت:

« ... دل های آنان با شماست و شمشیرهای شان در خدمت بنی امیه!»

بنابراین، بیدارسازی مردمی غافل و ناآگاه و بیدارساختن آنان از خواب خرگوشی و زدودن غبار غلیظی که بر چهره ی وجدان ها سنگینی می کرد، هم چنین رها سازی آموزه های دینی از چنگال توجیه گران و متجاوزان و بازیابی هدف زندگی یک فریضه ی مهم تلقی می شد...


روند حکومت اموی و سیر آن به سوی حاکمیت موروثی و مخالفت عمیق و ریشه دار امویان با اسلام ناب محمدی، عدم صلاحیت حکام ، لزوم عمل به تکالیف الهی و زنده نگاه داشتن مفاهیم والایی هم چون امر به معروف و نهی از منکر و پیراستن گزاره های دینی از تحریف ها و مقابله با کج روی ها از جمله عوامل و مسایلی بود که زمینه را برای بروز و ظهور انقلابی عظیم، سرنوشت ساز و تاثیر گذار آماده می کرد.

امام حسین (ع) که می دید دیگر نه مناظره و نه گفت و گو و نه پند و اندرز، هیچ کدام در تغییر شیوه های اندیشه و رفتار فرمانروایان و فرمان برداران موثر و کار آنیست، با آگاهی کامل از پایان کار و در اختیار نداشتن نیروی جنگنده ی ظاهری از آن جا که عزت و سربلندی و دیرپایی اسلام و مسلمین را منوط به اقدامی جدی و اساسی می دانست و مسوولیت تداوم رسالت و تعهد والای امامت را بر دوش جان خویش احساس می کرد، برای آن که آیین حق از فروغ نیفتد، درخت نوپای اسلام، از بی آبی نخشکد و ماه دین در محاق فرو نرود، از جان و خانمان و خون خویش مایه گذاشت و به پا خاست تا سایه های سیاه ستم و تباهی و فسق و فجور را از سرِ آبادی های اسلامی بزداید، با استبداد عنان گسیخته بستیزد، قرآن و اسلام را از مهجوریت رهایی بخشد و بر پیکره ی مرده و فسرده ی جامعهٰ روح حیات و معنا و تکاپو بدهد.

پس اهداف عمده ی قیام حسینی عبارت بودند از آگاهی بخشی به امت اسلامی، مبارزه با کج روی ها و سکوت نکردن در برابر زشتی ها و پلیدی ها، جلوه بخشیدن به ایثار و شهادت و تبیین ضرورت گذشتن از همه چیز در راه خدا.

حضرت سید الشهدا (ع) می خواست مکتب حق را زنده نگه دارد، ارکان دین مبین را حفظ کند و به احیای ارزش های فراموش شده معنوی دست یازد.

انقلاب امام حسین علیه السلام، قیامی کاملاً آگاهانه بود، هم از سوی خودش و هم از ناحیه اهل بیت و یارانش... در این مبارزه ی خونین ، عواملی چند اثر گذار بودند که سبب شدند نهضت کربلا، چند ماهیتی باشد نه تک ماهیتی یکی از این عوامل درخواست دشمنان برای بیعت کردن آن بزرگوار با «یزید» بود در حالی که نه امام حسین (ع) و نه یاران راستینش هرگز حاضر به پذیرش حکومت فرد نالایق و پلیدی مثل یزید نبودند. ماهیت عکس العملی این نهضت نیز واکنش مثبت و متعادل آن نسبت به درخواست های مکرر مردم مسلمان بود که از امام حسین (ع) مدد جویی می کردند. عامل دیگر نیز مساله ی مهم امر به معروف و نهی از منکر بود که تجلی آن و انگیزه ی قیام در بیانیه ای که حضرت سید الشهدا (ع) به عنوان وصیت به برادرش محمد بن حنیفه مطرح ساخته، به روشنی نمایان است. امام حسین (ع) چنین می فرماید:

«... همانا که من از روی کبر و غرور و سرمستی و به انگیزه ی فسادگستری و ستم گری بیرون نیامده و بر پا نخاسته ام، بلکه هدف و منظورم از این قیام، سر و سامان بخشیدن به اوضاع پریشان امت جدّم رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم است. می خواهم بر امر به معروف و نهی از منکر تاکید ورزیده و عمل کنم و بر آنم که به سیره ی جدّم و روس پدرم، رفتار کنم.

بر این اساس هر که مرا به قبول حق پذیرا باشد ، خداوند نسبت به حق شایسته تر است و هر که اقدام مرا مردود شمارد صبوری پیشه می سازم، باشد که خداوندگار یگانه میان من و این جماعت به داوری بنشیند. بی گمان ، او برترین حکم کنندگان است.»

با توجه به آن چه گفته آمد، می توان اهداف والای امام حسین (ع) را در پدید آوردن حماسه ی باشکوه قیام جاودانه اش را بدین گونه برشمرد:

-        گام زدن در راه رضای خداوند و کسب خشنودی پروردگار و گردن نهادن به فرامین او.

-        مددرسانی به اجرای دستورات الهی.

-        افشای روش های گمراه کننده و مردم فریبی های هیئت حاکم.

-        زنده کردن وجدان های فروخفته ی امت مسلمان.

-        تزریق روحیه ی فداکاری در دل مردم.

-        اهتمام به بازگشت به ژرفای مکتب.

-        اعتراض به غاترت ها، تبعیدها و کشتار مسلمانان از سوی بنی امیه.

-        برملا ساختن استبداد فرمانروایان خودکامه.

-        احیای ارزش های معنوی هم چون نظارت همگانی ( امر به معروف و نهی از منکر)

-        مبارزه با بدعت ها، انحراف ها و مسایل من درآوردی!

-        بیدار سازی مسلمانانی که تا گلو در لجّه های منافع حقیر دنیوی غرقه شده بودند.

-    دمیدن روح شجاعت در مردمی که اراده ی مبارزه در آن ها از میان رفته بود، کرامت شان خوار و تحقیر شده و مستضعف و ذلیل به شمار می رفتند و در واقع به جنبش در آوردن اراده های منهزم و زنده ساختن وجدان های مرده!

-        تحریم نشستن بی مورد و سکوت پیشه کردن در برابر ستم های آشکار و سرکوبی های مسلمانان و دین ستیزی ها.

بر این اساس، باید گفت که امام حسین (ع) در راه اعتلا و زنده ماندن حق شهید شد و همین ایثار و از خودگذشتگی و قیام و مبارزه در راه خدا بود، که نهضت سرخ او را پویا و پایدار ساخت و برای همیشه، یاد و نام و راهش را بر ستیغ تاریخ، با خون و به درشتی نگاشت و خون، مایه ی زندگی و پایندگی است!

ماجرای کربلا را از آن روی باید زنده نگه داریم که هماره زنگ بیدار باشی در برابر خویش داشته باشیم و هشیاری را از دست ننهیم و بدانیم که سستی و خمودگی و خواب آلودگی چه بر سر انسان و اسلام می آورد و مبادا با غفلت و سادگی و بی تفاوتی ، مصیبت هایی که در آن مقطع از تاریخ بر جامعه ی اسلامی فرو بارید ، خدای ناکرده تکرار و تجدید شود. ندای امام حسین (ع) فریادی پیچیده در همه ی تاریخ است. او می خواهد مکتبش زنده بماند. یعنی حق هماره بر باطل غلبه یابد و ما که پیوسته آرزوی شرکت در قیام حسینی و زیارت آن امام شهید را در دل و سر و جان می پروریم، یعنی به خویشتن تلقین می کنیم که مکتب را هماره زنده نگه داریم، به دفاع جانانه از ساحت دین قیام کنیم و پیوسته زیر لوای حسینی به مبارزه با هر چه یزید و یزیدی است بپردازیم.

باری، از جان گذشتگی امام حسین علیه السلام و یاران وفادارش ، سبب شد که طومار حکومت اموری در هم پیچیده شد و با پیروزی خون بر شمشیر، ستم گران بنی امیه، به زباله دانی تاریخ افکنده شدند. نفرین و دور باد از رحمت الهی ارمغانی است که نصیب دشمنان دین شد و نام نیک و جاودانه ی حسینیان زیور همیشه ی تاریخ گردید. بنابراین:

-    سالار شهیدان با اهتمام به قیام پربار عاشورا، آیین شهادت طلبی و ایثارگری و دفاع از خورشید دین نبوی را به همه ی جهانیان آموخت.

-    آن امام همام، علاوه بر بارور سازی آیین مبین و احیای دین، با همگان اتمام حجت کرد تا کسی پیدا نشود که بگوید اگر ما رهبر و پیشوایی می داشتیم، سر بر خط فرمانش می نهادیم و بنی امیه را ساقط می کردیم...

-    نهضت حسینی، آزمونی برای همه­ی نیروهای مردمی بود تا موضع آنان را نشان داده و روشن سازد که دوستدار حق کدام است و دشمن آن کدام است.

-    قیام و انقلاب شکوهمند حسینی، چراغ مبارزه را در عالَم بر افروخت و ریشه ی ستم گری و تباهی را سوخت و در پی آن حماسه ی والا، انقلاب ها و شورش هایی پدید آمد که به طرد و نابودی حق ستیزان و دشمنان قرآن انجامید. در واقع روح والا و همت بی منتهای آن امام فرزانه روحی تازه در کالبد جوامع دمید و به همگان آگاهی و توان و حرکت و بینش بخشید.

نخستین انقلاب پس از شهادت حضرت حسین (ع) انقلاب توّابین نام گرفت که به رهبری «سلیمان بن صرد» اعلام موضع کرد تا با خون خواهی امام حسین (ع) و انتقام گرفتن از قاتلان آن بزرگوار گذشته آن نادمان جبران شود...

پس از آن انقلاب مدینه شکل گرفت که علیه حکومت سیاه و تباهی آور امویان بود...

به سال 66 هجری نیز نهضت مختار ثقفی در عراق ، موجب کشته شدن دویست و هشتاد تن از قاتلان و دستیاران دشمنان امام حسین (ع) در یک روز شد...

و به همین گونه انقلاب هایی هم چون انقلاب مطرف ، انقلاب ابن اشعث ، انقلاب زید بن علی بن الحسین و شورش های گوناگون پدید آمد و سرانجام به حذف و نابودی بنی امیه منجر شد.

از آن پس ، تا امروز و تا همه ی فرداهای تاریخ، به برکت خون و قیام حسینی، روحیه ی مبارزه جویی ، ظلم ستیزی و مقابله با انحراف و منحرفان در جوامع انسانی پدیدار گردیده و شعله ی بلند آتش شجاعت و آزادگی و استقامت و پیروزی ، سراسر بدن تاریخ را گرم نگه داشته و از خمودگی و خواب آلودگی و سستی و ستم پذیری رهانیده است.

نمونه بارز و جلوه ی آشکار تاسی به حسین بن علی علیه السلام در روزگار ما ، پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ایران و در هم پیچیده شدن نظام شاهنشاهی و سلطه ی استکبار جهانی و مبارزه با ایادی آن و نیز پویش های امت های اسلامی در بند، هم چون مردم فلسطین در مبارزه با ستم و ناروایی و تجاوز و پلیدی است و این خط سرخ، هم چنان در تداوم است... بنابراین، برکت انقلاب حسینی، هم چون خون در رگ تاریخ می دود و پاسداشت ایثارهای حسینی و یاوران خورشیدی اش در آن است که حقیقت آن قیام جاودانه را برای فرزندان خویش و مردم زمانه تعیین کنیم و برکات شجاعت ها و آزادگی های پیروان مکتب خون و شهادت را فراروی همگان قرار دهیم.

نکته ی آخر آن که حیف است دستاوردهایی بدین گونه پر ارج  و با اهمیت را که از قیام جاودانه ی حسینی مایه گرفته با بدعت هایی ناروا بیالاییم و هدف نهضتی را که اساساً مبارزه  با انحرافات بوده، به انحراف بکشانیم! پس با تاکید بر اهمیت عزاداری امام حسین (ع) و لزوم زنده نگه داشتن آن مراقب باشیم، پیرایه های ناروا بر آن نبندیم و آب به آسیاب دشمنان نریزیم! و هشیار باشیم که همواره با یزیدیان زمانه بستیزیم!

 

منابع و مآخذ

مطهری، مرتضی، ده گفتار، تهران: صدرا، بی تا

اسلامی، عباسعلی، راه حسین (ع) تهران: روز به، 1356

ادیب ، عادل ، زندگانی تحلیلی پیشوایان ما، ائمه ی دوازده گانه (ع)، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1361

ماربین، مسیو، سیاسۀ الحسینیه یارولیسیون کبیر، تهران: کانون انتشار،1351

نعیمی، جواد، قنوت سرخ صنوبر، تهران: مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی، 1373

مطهری، مرتضی، ماهیت نهضت امام حسین علیه السلام، قم: دفتر انتشارات اسلامی، 1360


 

 

 

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

جمعه 25 فروردین 1396 10:20 ق.ظ
Hey There. I found your blog using msn. This is a very well written article.
I will be sure to bookmark it and return to read more
of your useful info. Thanks for the post. I'll certainly
comeback.
جمعه 11 فروردین 1396 09:03 ب.ظ
I pay a quick visit everyday some blogs and blogs to read articles, but this blog gives quality based articles.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


جواد نعیمی
نویسنده،پژوهشگر، ویراستار
متولد مشهد، 1335
دارای حدود یک صد و سی کتاب چاپ و منتشر شده برای کودکان و نوجوانان و بزرگ سالان.
دارنده ی گواهی نامه ی درجه ی دوی هنری در زمینه ی ادبیات داستانی.
خادم برگزیده ی فرهنگ رضوی (1395)
دارنده ی بیش از یک صد و بیست لوح تقدیر و تقدیر نامه از مراکز گوناگون فرهنگی برای فعالیت های نگارشی و فرهنگی.
و...

مدیر وبلاگ : جواد نعیمی
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

محکوم کردن توهین به پیامبر

align="center">



فال حافظ


تصاویر زیباسازی نایت اسکین
code By 20Tools.com -->