تبلیغات
برگزیده ی آثار جواد نعیمی - رایحه ‏ى شكفتن
برگزیده ی آثار جواد نعیمی
پنجشنبه 30 فروردین 1397 :: نویسنده : جواد نعیمی

      نسیم، دست مهربان و نوازش‏گرش را بر پیكر خانه‏ هاى شهر مى ‏كشد و شادمانه از كوچه ‏ها مى ‏گذرد. فضا، آكنده از عطرى دل‌ ‏پذیر است. روح شادى در مدینه چرخ مى ‏زند! تو گویى در و دیوار، لب خنده‏ هایى شگفت‏ انگیز، همراه با ابهامى گذرا بر لب و چهره دارند.

 قنداقه ی نوزاد عزیز را در آغوش مى ‏فشارم. شادمانه و شتابان به سوى خانه‌‏ى پیامبرخداصلى الله علیه وآله و سلم گام برمى ‏دارم. هر چندقدمى كه به پیش مى ‏روم، نگاهى به چهره ‏ى زیبا و معصوم نوزاد مى ‏اندازم و سینه‏ ام از سرور و خرسندى سرشار مى ‏شود. آن‏‌گاه با گام‏‌هایى بلندتر و دلى مشتاق‏‌تر،به راهم ادامه  مى ‏دهم. سال چهارم هجرى است و سومین طلوعِ آفتابِ ماهِ شعبان. اینك رایحه‏‌ى شكفتن نوگلى در بوستان خاندان امامت، شور و شادمانى ویژه‏‌اى را مهمان دل‌‏هاكرده است. نوزاد، بر دامان دخت پیامبرصلى الله علیه وآله و سلم نگاهى به چهره‏‌ى مادر افكنده و با گُلْ‏خنده‏اى زیبا، یك دنیا امید و شور و شادى به دل و دیده‏‌ى مادر خویش هدیه داده است.

 هم اینك، من - اسماءبنت عمیس - نوزاد را در آغوش دارم و آمده‏‌ام تا با مژده‌‏اى بزرگ، او را به دست‏‌هاى مبارك رسول خدا صلى الله علیه وآله و سلم بسپارم...

 اكنون آن بزرگوار، نواده‏‌ى خویش را از سرِ مهر، در آغوش مى ‏كشد، سپس بوسه ‏اى بر گونه ‏ى كودك نثار مى ‏كند و آهنگ دل‏‌نشین اذان و اقامه را در گوش‏‌هاى نوزاد، زمزمه مى ‏كند.

 خطوطى از خرسندى و شور و حالى ویژه، بر چهره‏‌ى پیامبر،که از زبان پاکان بر او درود، نقش مى ‏بندد و نیز اندوهى توان‏‌فرسا و سنگین، ژرفاى جان محمد صلى الله علیه وآله و سلم را فرا مى ‏گیرد. او با یادآورى خزان در باغى پرثمر و با اشاره به آینده‏‌ى فرا روى نوزاد، بى طاقت مى ‏شود و در حالى كه مرواریدهاى غلتانِ اشك، از چهره‏‌ى مباركش فرو مى‏ بارد؛ خطاب به نوه‌‏اش مى ‏فرماید:

 « اى فرزند! لعنت خداوند بر كسانى كه تو را خواهند كشت!»

 هم چنان به چهره‌‏ى پاك پیامبر خدا و خطوط شاد و غمین آن مى ‏نگرم و مى ‏شنوم كه آن بزرگوار، نوزاد را «حسین» مى ‏نامد...

 در هفتمین روز از تولّد او هم رسول‏‌ خداصلى الله علیه وآله و سلم، دستور مى ‏دهد گوسفندى را به عنوان عقیقه برایش ذبح كنند. سپس مى ‏فرماید رانى از آن را به ماما بدهند و بقیّه‏‌ى گوشت‏‌ها را، میان تهى ‏دستان شهر قسمت كنند. هم چنین فرمان مى ‏دهد تا سرِ كودك را بتراشند و هم وزنِ موهایش؛ به نیازمندان، نقره ببخشند.

              برشی از کتاب قصه‌های زندگانی امام حسین علیه السلام، نوشته‌ی جواد نعیمی     

                                                           





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 30 فروردین 1397 09:37 ق.ظ
بهترین راستی من تا حالا روش های زیادی رو برای دیده شدن وبلاگم امتحان کردم.این آخری عالی بود.تو هم امتحان کن
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


جواد نعیمی
نویسنده،پژوهشگر، ویراستار
متولد مشهد، 1335
دارای حدود یک صد و سی کتاب چاپ و منتشر شده برای کودکان و نوجوانان و بزرگ سالان.
دارنده ی گواهی نامه ی درجه ی دوی هنری در زمینه ی ادبیات داستانی.
خادم برگزیده ی فرهنگ رضوی (1395)
دارنده ی بیش از یک صد و بیست لوح تقدیر و تقدیر نامه از مراکز گوناگون فرهنگی برای فعالیت های نگارشی و فرهنگی.
و...

مدیر وبلاگ : جواد نعیمی
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

محکوم کردن توهین به پیامبر

align="center">



فال حافظ


تصاویر زیباسازی نایت اسکین
code By 20Tools.com -->