تبلیغات
برگزیده ی آثار جواد نعیمی - ادبیات و زندگی/ نوشته ی جواد نعیمی
برگزیده ی آثار جواد نعیمی
پنجشنبه 6 اردیبهشت 1397 :: نویسنده : جواد نعیمی



با نگاه و تأمل در تاریخ، به خوبی درمی یابیم كه مطالعات ادبی و بهره گیری از ادبیات در زندگی بشر، به عنوان رشته ای در دانش بشری و نیازی اساسی برای وی، از سابقه ای تاریخی و باستانی برخوردار است. و می دانیم كه از مصر، بین النهرین، یونان و رم باستان، آثار ادبی زیادی برای ما برجای مانده است.
درواقع، زندگی انسان هیچگاه از ادبیات قومی، و زبان و بیان شعری و داستانی- به مقتضای حال و زمان- خالی نبوده است. به گونه ای كه می توان ادب و هنر را از نخستین جلوه های حیات انسانی دانست.
همچنین این مسئله به خوبی نمایان است كه ادبیات هم مانند سایر هنرها، همواره در طول تاریخ و در نزد همه اقوام و ملل، عمق و اعتبار خاصی داشته است.
ادبیات، وسیله ای برای بیان مقاصد و تفهیم و تفاهم است. انسان كه عموما زندگی اجتماعی را برای بهتر زندگی كردن برگزیده است، به منظور برقراری ارتباط و برآوردن نیازها و رسیدن به مقاصد خویش، از عواملی همچون نطق و بیان، و یا كتابت كه گونه هایی از ادبیات هستند، سود می برد.
اصولا همه ما، همه جا و در همه وقت، نیاز به خوب حرف زدن، خوب خواندن و خوب نوشتن داریم. از سوی دیگر ادبیات وسیله ای برای وصول به گنجینه های دانش و اندیشه های بشری و كسب تجربه های مفیدی است كه دیگران با صرف سال ها عمر و تلاش بدان ها دست یافته اند.
حفظ استقلال، ملیت، تمدن و فرهنگ و انتقال آنها به نسل های دیگر نیز به وسیله ادبیات ممكن می گردد.
زبان و ادبیات هر قوم نیز پیونددهنده ارزش ها و سنت های تاریخی آن قوم و آئینه حوادث و وقایعی است كه برای آن ملت پیش آمده و خاطرات تلخ و شیرینی برای مردم، به یادگار گذاشته است. و تمهیدات استعمارگران برای تغییر خط و زبان ملت ها، حاكی از اهمیت و ارزش ادبیات و پیوند آن با زندگی می باشد.
از دیگر نقش های ادبیات، می توان به مسئله كمك به بیداری و آگاهی انسان اشاره كرد. مطالعه در زمینه نقش ادبیات در ایجاد و تداوم انقلاب ها و از جمله توجه به اهمیت شعرها و شعارهای انقلابی و نقش آنها در پیروزی و تداوم انقلاب اسلامی خودمان، می تواند راهگشای اثبات این قضیه باشد.
اهمیت ادبیات و پیوستگی آن با زندگی، از اینجا نیز روشن می شود كه هرگاه توجه كنیم درمی یابیم كه بسیاری از ما، در گذران روزها و شب ها و در طول زندگی، برای بیان مقاصد، استدلال، تلطیف ذوق و روح، لذت بردن معنوی و... از حماسه ها، ضرب المثل ها، قصه ها، تشبیهات، كنایات، و اشعار و نكته ها و... سود می جوئیم. حتی نگرش به زندگی فردی انسان ها هم نشان می دهد كه افرادی كه قدرت بیان و ذوق ادبی بیشتری دارند، همواره شاداب تر، بانشاط تر، پرحرارت تر، و نیز پرجنب وجوش تر به نظر می رسند. این گونه افراد، در بیان مطالب، و رسیدن به خواسته ها و تفهیم اندیشه های خویش، موفق تر از دیگرانند.
ادبیات، به همین گونه كمك بسیار موثری به درك و فهم و شناخت هرچه بیشتر انسان از خودش، از جهان و هستی، و مسایل معنوی دارد. تصور كنید كه ادبیات تا چه حد در مسئله شناخت و نشر فرهنگ اسلامی و قرآنی و آشنایی با مسایل مختلف مذهبی، نقش دارد.
فهمیدن و فهماندن علوم، هنرها، حرفه ها، و... همه از راه استفاده از ادبیات صورت می گیرد. حتی می توان گفت كه ادبیات به پیشرفت هنرها كمك و مدد می رساند. چه آنكه تهیه نمایش (نگارش پیس)، سناریوی فیلم، تنظیم شعر سرودها و نظایر اینها، تنها با بهره گیری از ادبیات تحقق می پذیرد.
اهمیت ادبیات به اندازه ای است كه قرآن كریم پس از بیان خلقت انسان، از آموزش بیان، سخن به میان می آورد... خلق الانسان. علمه البیان... و به قول دكارت: «پیامبران اولوالعزم با داشتن «كتاب» بر سایر پیامبران برتری یافته اند.»
گسترش و نشر مسایل ادبی هم نشانگر این نكته است كه هماره ادبیات، جایی خاص در زندگی انسان داشته است. این كه بسیاری از اشعار و سروده ها و یا حتی جمله ها و نوشته ها، بدون توجه به گوینده آنها به صورت ضرب المثل درآمده اند، این كه بسیاری از كتاب ها به زبان های دیگر برگردانده می شوند، و این كه آثار ادبی زیادی، مرزهای زمان و مكان را درهم شكسته، و برای همیشه و نزد همه اقوام و ملل، به گونه ای شورانگیز و دلاویز مورد استفاده قرار می گیرند؛ نشانگر قوت ادبیات و نقش موثر آن در زندگی انسان هاست.
بنابراین، ادبیات، كه روح را صیقل می زند، عواطف را برمی انگیزد، و به ماندگاری اندیشه ها و آرمان ها مدد می رساند، كتاب درسی زندگی است. چه آنكه بدین وسیله، انسان ها با سرزمین ها، اقوام، اندیشه ها، آثار و روابط انسانی، مسایل مذهبی و اخلاقی و... آشنا می شوند و از این همه، تجربه می آموزند و عبرت می گیرند و در راه بهتر زندگی كردن از آنها بهره می جویند.
آثار ادبی ارزشمند می توانند با آموزش های مستقیم و غیرمستقیم، دگرگونی های عظیم روحی، اخلاقی و معنوی در ملت ها به وجود آورند.
این است كه می گوئیم ادبیات با زندگی درآمیخته است. به ویژه كه ادبیات زیبا و تأثیرگذار فارسی، خصوصا در گذشته، نقشی بسیار سازنده و پراهمیت در زندگی انسان ها داشته است. و امروزه نیز باید با نگرشی تازه و نو، ادبیات را هرچه بیشتر با زندگی عجین كنیم و از آن در راه تربیت و رشد معنوی فرزندانمان مدد بگیریم.
در اینجا بد نیست به نقش یادآورنده و هدایتگرانه ادبیات در گذشته اشاره ای داشته باشیم. و برای مثال از نقش دوازده بند محتشم در مجالس تعزیه و سوگواری و مساجد، و یا اشعار مختلفی كه سابقا در جاهای مختلف مورد استفاده قرار می گرفت، و عموما آگاهاننده و تلطیف كننده اندیشه و روان بود، یاد كنیم.
¤ بالای سقاخانه ها:
از آب هم مضایقه كردند كوفیان
خوش داشتند حرمت مهمان كربلا
¤ روی بخاری ها:
بخاری همچو عشاق دل افروز
برای گلرخان سوزد شب و روز
¤ پشت آئینه ها:
دوست دارم كه دوست عیب مرا
همچو آئینه روبرو گوید
نه كه چون شانه پشت سر رفته
هر چه عیب است مو به مو گوید
¤ داخل قاب آئینه خاتم:
تجلی كوه را بگداخت ای آئینه حیرانم
كه با این نازكی چون طاقت دیدار آوردی
¤ روی پرده ها:
پرده راز كسی نگفته به كس
هیچ كس راز خود نیازرده
پرده پوشی نموده عیب كسان
دیده، اما به رو نیاورده
یا:
الهی صاحب این، زنده باشد
دلش شاد و لبش پرخنده باشد
¤ در حمامها یا مسافرخانه ها:
هر كه دارد امانتی موجود
بسپارد به بنده وقت ورود
نسپارد اگر شود مفقود
بنده مسئول آن نخواهم بود
همچنین توجه به این نكته ضروری است كه ظروف گرانقدر و باارزش سفالین در گذشته مزین به برخی از آیات و احادیث بوده است، و نیز آیات و روایاتی بر سجاده ها، پرده ها، قلمدانها، سر در خانه ها، داخل مغازه ها و... نقش می بسته است. مثلاً روی بشقابهای سفالین- مربوط به قرن سوم هجری در نیشابور- چنین جمله هایی دیده می شود:
بركه و یمن و سرور لصاحبه ]برای صاحبش موجب بركت و خیر و شادی باشد[
الحلم اوله مر مذاقته لكن آخره احلی من العسل]آغاز حلم و بردباری تلخ است، اما فرجام آن شیرین تر از عسل است[
و... و این همه، نشانه ارج و اعتبار و نقش ادبیات در زندگی و سازندگی انسان است. اصولاً هدف ادبیات متعالی، این است كه زیبائیهای انسان و زندگی را بازشناساند و اهمیت و والاییهای آنها را نشان دهد. چه آنكه زندگی زیباست و انسان دارای روحی بزرگ و توانی گسترده است. هم از این روی، ادبیات وظیفه دارد تلاش نماید تا خوراك مناسبی برای اعتلای روح انسانی و نشان دادن زیبائیها و والائیهای زندگی و شیوه های بهزیستی عرضه و ارائه نماید. پس، تجلیل شخصیت انسان، تلطیف عواطف، و پیوند دادن انسان با معنویت و زیبایی و نشان دادن راه درست زندگانی، از نقشهای مهم و حساس ادبیات است.
آنچه كه اكنون اهمیت دارد، بازیابی نقش پراهمیت ادبیات در زندگی و توجه به جنبه های تربیتی و سازندگی آن می باشد. اكنون كه ادبیات فارسی، با همه غنای معنوی اش در اختیار ماست، باید بكوشیم تا ضمن حفاظت از آن، نكته ها و مطالب تأثیرگذارتر آن را در زندگی معنوی، استخراج كنیم و به شیوه های كاربرد و بهره برداری هرچه بیشتر و بهتر از آنها بیندیشیم. ادبیات پربار فارسی را ارج نهیم و در راه تقویت و آمیختگی و اثرگذاری هرچه بیشتر آن در زندگی، كوشش نمائیم. چراكه ادبیات به راستی یكی از واسطه های باارزش تربیتی است. به همین سبب می باید این واسطه مهم را بیشتر و بهتر شناخت و در راه شناساندن آن به دیگران نیز تلاش ورزید. به همین گونه، لازم است كه راههای گوناگون و شیوه های صحیح استفاده از ادبیات را در راه سازندگی و تربیت و بهزیستن، شناسایی كرد و سپس مورد بهره برداری قرار داد.
به عنوان حسن ختام این نوشتار، فرازی از كتاب تراز یا روش نویسندگی را در زمینه ادبیات و زندگی، باز می خوانیم:
«... زندگانی روحی و مادی ما، در تركیب ابدی ادبیات و حماسه ها و ضرب المثلها و قصه ها و اشارات بدیع، تار محبت و انس بر دل و جانمان تنیده، همدردی و تیمارخواری پدید آورده است.
هنوز قیافه سیاوش را به هنگام مرگ می بینیم و شیون شیرین را بر بالین خسرو می شنویم، و اندوه خسرو را از دیو دلی شیرویه احساس می كنیم، و صدای سنگین چكمه اسكندر در تخت جمشید، و تضرع دارا سر بر زانوی سكندر، كه در رواق تاریخ ما پیچیده است، به گوش در می رسد.
هنوز، كاخ بلندی را كه «فردوسی» پی افكنده، از باد و باران گزند ندیده، و گلستان سرسبز سخندانی را كه سعدی حد بندی كرده، تازه و سرسبز است، و گنبدهایی كه به مهندسی «نظامی» سر به فلك كشیده، گردونسای و شكوهمند است، و طلسم «قصیده مدائن»، ایوان كسری را از فرو ریختن حفظ كرده است و هنوز به آهنگ ترانه های «حافظ»، سرود زهره به رقص آورد مسیحا را.»
این است سیمای ادبیات ما، كه از تنوعی شگفت و از غنایی درخور، سرشار است. ادبیاتی كه تأثر و تأثیر گسترده و خاصی از فرهنگ و مكتب ما دارد، و گنجینه های پیدا و ناپیدا، در آن فراوان است. اكنون آیا نباید به نگهداری و اعتلای چنین ادبیاتی، بیش از پیش اندیشید، و ذخایر آن را كشف و استخراج كرد، و به هرگونه ممكن، از آنها در راه رشد معنوی و تربیت انسانی سود جست؟
آیا كودكان و نوجوانان و حتی جوانان ما، با گستره های عظیم ادبیات این مرز و بوم آشنایی كاملی دارند؟ و آیا ما به عظمت و اهمیت نقش ادبیات در تربیت وقوف یافته ایم؟ چه كسی یا چه كسانی باید در این راه طرحی نو دراندازند؟!...
¤ منابع و مآخذ:
- حسینی نجومی- سیدمرتضی- عرفان هنری انسان
- سعیدیان، عبدالحسین، ادبیات ملت های جهان
- گوركی، ماكسیم، شفیعیها، م.هـ ، هدف ادبیات




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


جواد نعیمی
نویسنده،پژوهشگر، ویراستار
متولد مشهد، 1335
دارای حدود یک صد و سی کتاب چاپ و منتشر شده برای کودکان و نوجوانان و بزرگ سالان.
دارنده ی گواهی نامه ی درجه ی دوی هنری در زمینه ی ادبیات داستانی.
خادم برگزیده ی فرهنگ رضوی (1395)
دارنده ی بیش از یک صد و بیست لوح تقدیر و تقدیر نامه از مراکز گوناگون فرهنگی برای فعالیت های نگارشی و فرهنگی.
و...

مدیر وبلاگ : جواد نعیمی
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

محکوم کردن توهین به پیامبر

align="center">



فال حافظ


تصاویر زیباسازی نایت اسکین
code By 20Tools.com -->